شِکَرآنِه






























شِکَرآنِه

یه روح سرگردان فراموشکار

مشکل اصلی زندگیم اینه که من به پذیرش نرسیدم

پذیرش اینکه در حال حاضر هر چی بوده هر چی هست همینه که هست و باید قبولش کنم .هزاران هزار آدم توی دنیا هس که شرایطشون مث منه

اینکه نشد دویدم نرسیدم نتونستم کم آوردم خستم

حالا مهم نیس مقصر خودم بودم یا نه،در هر حال همینه که هس

اینکه بیمارم و هر چی دنبال درمانم یه درد دیگه به این کلکسیون اضافه میشه ..زندگی همینه برای من همینه

تعداد دفعاتی که احساس بدبختی و ناامیدی تمام وجودمو گرفته اینکه حس یه بازنده واقعی رو داشتم کم نیس اما بارها شده از گرمای خورشید روی صورتم احساس خوشبختی کردم ازینکه میتونم صدای سکوت رو بشنوم حالم بهتر شده و هزاران هزار دلیل دیگه برای حس خوب داشتن شوق ادامه دادن زندگی

فقط مشکل اینه به تلنگری حالم بد میشه ..چرا؟؟؟

روحم از جسمم بیمارتر رنجورتر و زخمی تره

چون به پذیرش نرسیدم و چقدر این برام سخته

+قبول کن و بپذیر هر چی بوده هر چی هس و هر چه پیش خواهد اومد

سه شنبه هجدهم آذر ۱۴۰۴ ❣ 22 ❣ تک عروسِ اوشون ❣